على محمدى خراسانى
183
شرح كفاية الأصول (فارسى)
دانست ؛ امّا اين استحقاق كيفر بر ترك مقدّمه نيست ، بلكه در اين ظرف و در نزد ترك مقدّمه است . ( كلمهء على نمىآيد و نمىگوئيم كه ، استحق العقاب على ترك المقدّمة » كلمهء فى يا عند مىآيد ، يعنى در ظرف ترك مقدّمه و در نزد آن و همزمان با آن او را محكوم مىكنيم و مستحقّ عقاب مىدانيم ؛ امّا بر ترك واجب اصلى و اينكه يقين داريم كه اين ترك مقدّمه به آن ترك ذى المقدّمه منجر خواهد شد . ) متقابلا عقل هر عاقلى مستقلّ است به اينكه اگر واجبى داراى هزار و يك مقدّمه باشد و مكلّف ، آن عمل را با تمام مقدّماتش بجا بياورد ، يك استحقاق مثوبت بيشتر نيست و آن بر انجام خود واجب و ذى المقدّمه است و گرنه مقدّمات آن ثواب ندارد . تبصرة : مكلّفى كه اينهمه مقدّمه را انجام مىدهد ، دو صورت دارد . 1 - گاهى قصدش از انجام مقدّمات ، رسيدن به ذى المقدّمه و درك واجب اصلى و نفسى نيست ، بلكه اغراض و نيّات ديگرى دارد . مثلا قطع مسافت مىكند و به مكّه مىرود ولى براى تجارت يا سياحت و تفريح و . . . يا مثلا تطهير لباس و بدن مىكند براى اينكه از آلودگى متنفّر است و از تميزى و پاكى لذّت مىبرد و . . . در اين فرض اگر بدنبال مقدّمات مزبور ، ذى المقدّمه را انجام دهد ، فقط ثواب خود ذى المقدّمه را دارد آنهم ثواب يك عمل معمولى كه براى رسيدن به آن زحمتى متحمّل نشده است . 2 - ولى گاهى از ابتدا كه شروع به انجام مقدّمات مىكند ، صددرصد چشم به مقصد دوخته و تمام هدفش رسيدن به ذى المقدّمه و انجام آن است . در اين فرض مقدّمات هرچه زيادتر باشند ، ثواب واجب بيشتر مىگردد ، زيرا آن واجب « اشقّ و احمز الاعمال » مىگردد و برحسب اساس روايات : « افضل الاعمال احمزها » « 1 » ، يعنى عمل هرچه شاقتر باشد ، فضيلت و ثوابش بيشتر است . پس چنين مقدّماتى در ازدياد و فزونى ثواب ذى المقدّمه نقش دارند و در هر حال به
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 70 ، ص 191 ، حديث 2 ، باب 53 .